تبليغاتX
:::.. بنیاد علمی پژوهشی مهدویت ..:::
صفحه نخست     ارتباط با ما     آرشیو مطالب     درباره ما    
 

حضرت سيّدالشهداء عليه السلام در روز عاشورا در ضمن سخنانى، دشمنان اهل بيت عليهم السلام را اين گونه توصيف نمود و فرمود:
فإنّما أنتم من طواغيت الاُمّة وشذّاذ الأحزاب ونبذة الكتاب، ونفثة الشيطان، وعُصبة الآثام، ومحرّفي الكتاب، ومطفئى السنن، وقتلة أولاد الأنبياء ومبيري عترة الأوصياء... وأنتم ابن حرب وأشياعه تعتمدون وإيّانا تخذلون...;1
شما سركشان امت ها، پشت كنندگان به قرآن، هم دم هاى شيطان، گروهى معصيت كار، تحريف كنندگان قرآن، از بين برنده سنّت ها، قاتلان فرزندان انبيا و... هستيد. شما فرزندان ابن حرب و پيروان (معاويه) هستيد و هدف شما فقط از بين بردن ماست.
اين سخنان بر چه كسى منطبق است؟ اين كلمات حتّى بر يك شيعى كه در پايين ترين درجه تشيّع و در بالاترين درجه فسق و گناه باشد، صدق نمى كند.
آن حضرت در ادامه از آنان مى پرسد كه به چه دليل، قصد جان مرا كرده ايد؟
در پاسخ گفتند: ما تو را به جهت دشمنى با پدرت مى كشيم.2
امام حسين عليه السلام در مورد ديگرى با صدايى بلند خطاب به سپاه دشمن مى كند و مى فرمايد:
يا شيعة آل أبي سفيان! إن لم يكن لكم دين وكنتم لا تخافون المعاد، فكونوا أحراراً في دنياكم هذه;3
اى پيروان آل ابوسفيان! اگر دين نداريد و از قيامت نمى ترسيد، پس در دنيا آزاد باشيد.
آرى، اساساً دشمنان و قاتلان سيّدالشهداء عليه السلام از پيروان خاندان ابوسفيان بودند، نه اين كه شيعيان اهل بيت عليهم السلام باشند و از جهت فسق و فجور در عمل ظاهرى پيرو خاندان ابوسفيان باشند. نه، قاتلان آن حضرت در حقيقت از رهروان آل ابوسفيان بودند.
بنابراين، همان گونه كه پيش تر گفتيم با توجه به اين كه بزرگان كوفه از شيعيان اميرالمؤمنين عليه السلام يا در زندان بودند، يا آنان را كشته بودند و يا فرار كرده بودند، چه قبل از ابن زياد و چه پس از روى كار آمدن او. با اين حال، آيا مى شود شيعه در هر معنايى، مرتكب جناياتى چون آتش زدن خيمه زنان و كودكان بى پناه و... بشود؟
تمام اين جنايت ها در مدارك معتبر سنّى وجود دارد. ابن اثير جزرىمى نويسد:
... در نبرد با حسين عليه السلام، عمر سعد به لشكريان دستور داد تا خيمه ها را آتش بزنند و حسين عليه السلام او را از اين كار منع كرد، ولى آنان خيمه ها را به آتش كشيدند... .
وى در ادامه مى نويسد:
وخرجت امرأة الكلبي تمشي إلى زوجها فجلستْ عند رأسه تمسح التراب عن وجهه وتقول: هنيئاً لك الجنّة. فأمر شمر غلاماً اسمه رستم فضرب رأسها بالعمود فشدخه فماتت مكانها;4
زنى از قبيله كلبى به سمت جنازه شوهرِ شهيدش رفت و در كنار سر او نشست و خاك را از روى او پاك كرد و گفت: بهشت بر تو گوارا باشد.
در اين هنگام شمر به غلامش كه رستم نام داشت، دستور داد آن زن را بزند. ضربه اى به سر آن بانوى ستم ديده و داغ ديده وارد كرد كه در دم جان داد.
بلاذرى در اين زمينه مى نويسد:
... بعد از آتش زدن خيمه ها، زن ها فرياد كشيدند و صداى شيون آن ها بلند شد و از خيمه ها خارج شدند... .5
در منبع معتبر ديگرى آمده است: كودكى در لحظات آخر عُمر سيّدالشهداء عليه السلام در دامنش نشست كه آن كودك را نيز بى رحمانه به قتل رساندند.6
پستى به جايى مى رسد كه وقتى آن مرد خبيث گوشواره فاطمه دختر سيّدالشهداء عليه السلام را از گوش او مى كشد، در همين حال گريه مى كند.
فاطمه به او مى فرمايد: چرا گريه مى كنى؟ رهايم كن!
آن خبيث در جواب مى گويد: اگر من اين كار را نكنم، فرد ديگرى گوشواره را مى برد.7
آيا شيعه، هر قدر فاسق باشد، مى تواند از اين قبيل كارها انجام دهد؟
پيش تر اشاره شد كه اسامى آن ده نفرى كه بدن مطَهر سيّدالشهداء عليه السلام را با پاى اسب ها مورد جسارت قرار دادند، در منابع معتبرى آمده است. آنان عبارتند از:
اسحاق بن حويه،
اخنس بن مرثد،
حكيم بن طفيل سنبسى،
صالح بن وهب جعفى،
واحظ بن ناعم،
عمرو بن صبيح صيداوى،
رجاء بن منقذ عبدى،
سالم بن خيثمه جعفى،
هانى بن ثبيت حضرمى و
اسيد بن مالك.
ابوعمرو زاهد كه از نظر اهل سنّت بسيار معتبر است، گويد: ما اين ده نفر را بررسى كرديم، تمام آنان را ولدالزّنا يافتيم.8

1 . ترجمة الامام الحسين عليه السلام ابن عساكر: 318 (پاورقى)، بحار الأنوار: 45 / 8 .
2 . نور العين فى مشهد الحسين عليه السلام: 47 و منابع ديگر.
3 . الفتوح: 5 / 117، الفصول المهمّه: 2 / 827 و منابع ديگر.
4 . الكامل فى التاريخ: 4 / 69 ـ 70، تاريخ طبرى: 4 / 333 ـ 335، المنتظم: 5 / 340، نهاية الارب: 8 / 451.
5 . انساب الاشراف: 808 ـ 809 .
6 . المنتظم: 5 / 340.
7 . سير اعلام النبلاء: 3 / 204.
8 . اللهوف: 182.

 نوشته شده در جمعه 1388/09/13 ساعت   توسط سیدبحرالعلوم | |

Design By Mohamma Amin Khadivar Copyright 2009 Bonyad-mahdi.blogfa.com , All rights reserved ©